شکی نیست که مهمترین راه دستیابی به آموزه های دینی بعد از قرآن، احادیث معصومان (ع) است. با توجه به اهمیت فراوان فقه الحدیث و خلطی که در میان برخی از معاصران در تبیین دانش فقه الحدیث و اصول فقه الحدیث (روش فهم حدیث و موانع آن) صورت گرفته است، در این مقاله در پی آنیم تا با روش توصیفی، تحلیلی به نقد این دیدگاه و تفکیک میان دو نوع آن بپردازیم، چه اینکه تمایز علوم و بیان حد و مرز هر یک از آنها، موجب گسترش و بالندگی دانش ها می شود و دانش پژوهان را از سردرگمی می رهاند. نوشتار حاضر با بیان تعریف، موضوع، فایده، مسائل، مبادی، گرایش ها و پیشینه هر یک از این دو نوع، تمایز این دو از یکدیگر مشخص گردیده است.